herumtummeln
ورجه وورجه کردن، سر و صدا کردن، وقت گذراندن (تفریحی)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با سر و صدا و فعالیت زیاد در یک مکان حرکت کردن، شلوغ کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات).
- Die Kinder tummelten sich im Garten herum.بچهها در باغ مشغول بازی و شیطنت بودند.
- Die Welpen tummelten aufgeregt herum.توله سگها با هیجان این طرف و آن طرف میدویدند.
2
sich + in/auf + Dativ
sich herumtummeln: در یک مکان خاص حضور داشتن و فعالیت کردن (معمولاً با تعداد زیاد).
- Viele Touristen tummelten sich auf dem Marktplatz.بسیاری از گردشگران در میدان بازار مشغول بودند.
- Die Vögel tummelten sich in den Bäumen.پرندگان در درختان مشغول بودند.