herumtummeln

Aussprache: /hɛˈrʊmˌtʊml̩n/
Worttrennung: her·um·tum·meln
فعل

ورجه وورجه کردن، سر و صدا کردن، وقت گذراندن (تفریحی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با سر و صدا و فعالیت زیاد در یک مکان حرکت کردن، شلوغ کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات).

  • Die Kinder tummelten sich im Garten herum.بچه‌ها در باغ مشغول بازی و شیطنت بودند.
  • Die Welpen tummelten aufgeregt herum.توله سگ‌ها با هیجان این طرف و آن طرف می‌دویدند.
2 sich + in/auf + Dativ

sich herumtummeln: در یک مکان خاص حضور داشتن و فعالیت کردن (معمولاً با تعداد زیاد).

  • Viele Touristen tummelten sich auf dem Marktplatz.بسیاری از گردشگران در میدان بازار مشغول بودند.
  • Die Vögel tummelten sich in den Bäumen.پرندگان در درختان مشغول بودند.