فعل
فرو بردن، آغشته کردن، فرو کردن (در مایع)
معانی و تعاریف tunken:
- چیزی را در مایعی فرو بردن یا غوطهور کردن
جملات نمونه برای tunken:
Er ''tunkt'' den Pinsel in die Ölfarbe und streift ihn am Rand ab.
او قلممو را در رنگ روغن فرو میبرد و لبه آن را پاک میکند.
Sie ''tunkte'' die Schreibfeder in das Tintenfass.
او قلم نی خود را در جوهر فرو برد.
Der Opa ''tunkt'' Zwieback in den Caro-Kaffee.
پدربزرگ نان شیرین را در قهوه کارو فرو میبرد.