eintunken
فرو بردن (در مایع)، آغشته کردن؛ چرت زدن، سر تکان دادن (از خواب)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
فرو بردن، آغشته کردن (معمولاً غذا در مایع)
- Er tunkt sein Brot in die Suppe ein.او نانش را در سوپ فرو میبرد.
- Kinder lieben es, Kekse in Milch einzutunken.بچهها دوست دارند بیسکویت را در شیر فرو ببرند.