tuppen

Aussprache: /ˈtʊpən/
Wortzerlegung: tup·pen
فعل

زدن (با ضربات آرام)، لمس کردن (با پارچه)

Beispiele

  • Mit dem Taschentuch ''tuppte'' sie eine Träne aus dem Augenwinkel.با دستمال اشک از گوشه چشمش را پاک کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

اعمال فشار یا تماس بسیار ملایم و ظریف با نوک انگشتان یا وسیله‌ای کوچک، اغلب در هنرهای دستی، نقاشی یا مراقبت‌های پزشکی ظریف.

  • Die Künstlerin tuppte die Farbe vorsichtig auf die Leinwand, um zarte Nuancen zu erzielen.هنرمند رنگ را با دقت روی بوم زد تا به سایه‌های ظریف دست یابد.
  • Der Arzt tuppte die Wunde sanft mit einem sterilen Tupfer.پزشک زخم را با یک پد استریل به آرامی لمس کرد.