turbanartig

Aussprache: /tʊʁˈbaːnʔaʁtɪç/
Worttrennung: tur·ban·ar·tig
صفت

شبیه به عمامه، عمامه‌مانند

Bedeutungen

1

دارای شکلی یا حالتی که شبیه عمامه است.

  • Der Berg hatte eine seltsame, turbanartige Form.کوه شکلی عجیب و عمامه‌مانند داشت.
  • Die Wolkenformation am Horizont wirkte fast turbanartig.توده‌های ابر در افق تقریباً عمامه‌مانند به نظر می‌رسیدند.
  • Er trug einen Schal, der turbanartig um seinen Kopf gebunden war.او روسری‌ای پوشیده بود که به صورت عمامه‌مانند دور سرش بسته شده بود.