فعل
ژیمناستیک کار کردن، ورزش کردن
معانی و تعاریف turnen:
- ژیمناستیک کردن، حرکات ورزشی انجام دادن
جملات نمونه برای turnen:
Am Reck ''turnte'' er diesmal besonders gut.
او این بار روی بارفیکس خیلی خوب ژیمناستیک اجرا کرد.
Kannst du nicht endlich damit aufhören zu ''turnen?''
نمیخواهی بالاخره دست از این بالا و پایین پریدن و ورزش کردن برداری؟
Die Kinder turnen gerne im Garten.
بچهها دوست دارند در باغ ورزش کنند.