turnen

Aussprache: /ˈtʊrnən/
Wortzerlegung: tur·nen
فعل

ژیمناستیک کار کردن، ورزش کردن

Beispiele

  • Am Reck ''turnte'' er diesmal besonders gut.او این بار روی بارفیکس خیلی خوب ژیمناستیک اجرا کرد.
  • Kannst du nicht endlich damit aufhören zu ''turnen?نمی‌خواهی بالاخره دست از این بالا و پایین پریدن و ورزش کردن برداری؟

Bedeutungen

1 بدون مفعول

ژیمناستیک کردن، حرکات ورزشی انجام دادن

  • Die Kinder turnen gerne im Garten.بچه‌ها دوست دارند در باغ ورزش کنند.
  • Sie turnt seit ihrer Kindheit.او از کودکی ژیمناستیک کار می‌کند.