turnusmäßig
دورهای، متناوب، طبق برنامه
Bedeutungen
1
انجام شونده به صورت دورهای، منظم و طبق یک برنامه یا چرخه از پیش تعیین شده.
- Die turnusmäßige Wartung der Maschinen ist sehr wichtig.نگهداری دورهای ماشینها بسیار مهم است.
- Die Sitzungen des Komitees finden turnusmäßig alle drei Monate statt.جلسات کمیته به صورت دورهای هر سه ماه یکبار برگزار میشود.
- Eine turnusmäßige Überprüfung der Sicherheitsanlagen wird durchgeführt.یک بازرسی دورهای تأسیسات ایمنی انجام میشود.