turren
جسارت کردن، جرأت کردن، به خود اجازه دادن
Beispiele
- Vnd ich woltjn warlich gelobt haben als einen frommen man / der da meine yrthumb (dafür er doch will gehalten seyn) omb seines gewissens willen nicht hette ''geturst'' den Teutschen fürtragen.“ (1527)و من واقعاً او را به عنوان مردی نیک ستایش میکردم، کسی که اشتباهاتش (که او میخواهد به آنها نسبت داده شود) را به خاطر وجدانش جسارت نمیکرد به آلمانیها ارائه دهد.
Bedeutungen
1
Dativ (selten)
ایستادگی سرسختانه و لجوجانه در برابر یک عقیده، درخواست، یا موقعیت، اغلب با نادیده گرفتن منطق یا فشار خارجی. این کاربرد بسیار کهن و نادر است.
- Der alte Adelige turrte auf seinen überkommenen Rechten, obwohl sie längst obsolet waren.اشرافزاده پیر بر حقوق سنتی خود پافشاری میکرد، اگرچه آنها مدتها بود که منسوخ شده بودند.
- Sie turrte gegen die Entscheidung des Rates, ohne eine stichhaltige Begründung anzuführen.او بدون ارائه دلیل محکمی در برابر تصمیم شورا سرسختی کرد.