auftun

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌtuːn/
Wortzerlegung: auf·tun
فعل

باز کردن، گشودن؛ پدیدار شدن (فرصت)؛ کشیدن (غذا)

Bedeutungen

1 Akkusativ

باز کردن یا گشودن چیزی که بسته یا پنهان بوده است (چشم، دهان، در، صندوقچه)

  • Der Archäologe tat eine alte Truhe auf.باستان‌شناس صندوقچه‌ای قدیمی را گشود.
  • Er tat den Mund auf, um zu sprechen.او دهانش را باز کرد تا حرف بزند.
2 sich

پدیدار شدن، فراهم شدن امکانات یا فرصت‌های جدید (sich auftun)

  • Ein neues Problem hat sich aufgetan.مشکل جدیدی پدیدار شده است.
  • Ihm tat sich eine große Chance auf.فرصت بزرگی برای او فراهم شد.
3 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

غذا را در بشقاب کشیدن و سرو کردن

  • Möchtest du, dass ich dir noch Suppe auftue?می‌خواهی برایت دوباره سوپ بکشم؟
  • Sie tat ihren Gästen reichlich auf.او برای مهمانانش غذای مفصلی کشید.