auftun
باز کردن، گشودن؛ پدیدار شدن (فرصت)؛ کشیدن (غذا)
Bedeutungen
1
Akkusativ
باز کردن یا گشودن چیزی که بسته یا پنهان بوده است (چشم، دهان، در، صندوقچه)
- Der Archäologe tat eine alte Truhe auf.باستانشناس صندوقچهای قدیمی را گشود.
- Er tat den Mund auf, um zu sprechen.او دهانش را باز کرد تا حرف بزند.
2
sich
پدیدار شدن، فراهم شدن امکانات یا فرصتهای جدید (sich auftun)
- Ein neues Problem hat sich aufgetan.مشکل جدیدی پدیدار شده است.
- Ihm tat sich eine große Chance auf.فرصت بزرگی برای او فراهم شد.
3
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
غذا را در بشقاب کشیدن و سرو کردن
- Möchtest du, dass ich dir noch Suppe auftue?میخواهی برایت دوباره سوپ بکشم؟
- Sie tat ihren Gästen reichlich auf.او برای مهمانانش غذای مفصلی کشید.