zusammentun
متحد شدن، همکاری کردن؛ کنار هم گذاشتن
Bedeutungen
1
sich zusammentun (mit + Dativ)
با هم متحد شدن، گروهبندی ساختن و برای رسیدن به هدفی مشارکت کردن.
- Die Nachbarn taten sich zusammen, um den Park zu säubern.همسایهها برای پاکسازی پارک با هم متحد شدند.
- Zwei kleine Unternehmen haben sich zu einer größeren Firma zusammengetan.دو شرکت کوچک با هم متحد شدند تا یک شرکت بزرگتر تشکیل دهند.
2
Akkusativ (etwas zusammentun)
چیزها یا مقادیر پول را کنار هم قرار دادن و یکجا جمع کردن.
- Wir müssen das Geld für das Geschenk zusammentun.ما باید پول هدیه را جمع کنیم.
- Er hat alle seine alten Briefmarken zusammengetan.او تمام تمبرهای قدیمیاش را کنار هم گذاشته بود.