tuten

Aussprache: /ˈtuːtn̩/
Wortzerlegung: tu·ten
فعل

بوق زدن، سوت زدن (صدای بوق)

Beispiele

  • Es ''tutete'', ''tutete'' wieder, ''tutete'' noch mal. Es ''tutete'' endlos.بوق زد، دوباره بوق زد، دوباره بوق زد. بی‌وقفه بوق می‌زد.

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه خاص

صدای بوق یا شیپور درآوردن (مانند ماشین، قطار)

  • Der Autofahrer tutete laut.راننده ماشین با صدای بلند بوق زد.
  • Der Zug tutete, bevor er abfuhr.قطار قبل از حرکت بوق زد.