typisieren
طبقهبندی کردن، تیپبندی کردن، نوعبندی کردن
Beispiele
- Man ''typisierte'' die Arbeitsplätze, was eine Nachbesetzung einfacher machte.مشاغل را طبقهبندی کردند که جایگزینی آنها را آسانتر کرد.
- Wir sortieren, beschreiben und ''typisieren'' die Funde und halten das Ergebnis dann in einem Katalog fest.یافتهها را دستهبندی، توصیف و نوعبندی میکنیم و سپس نتیجه را در یک کاتالوگ ثبت میکنیم.
- Die Schauspieler verwendeten speziell angefertigte Masken, die ihre jeweilige Rolle ''typisierten''.بازیگران از ماسکهای مخصوصی استفاده کردند که نقش آنها را مشخص میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به یک نوع یا دسته خاص اختصاص دادن؛ طبقهبندی کردن بر اساس ویژگیهای مشترک.
- Man versucht, die verschiedenen Kundentypen zu typisieren, um Marketingstrategien anzupassen.تلاش میشود انواع مختلف مشتریان را طبقهبندی کرد تا استراتژیهای بازاریابی را تطبیق داد.
- In der Psychologie werden oft Persönlichkeitsmerkmale typisiert.در روانشناسی اغلب ویژگیهای شخصیتی طبقهبندی میشوند.
2
Akkusativ
چیزی را استاندارد یا نمونهای از یک نوع خاص ساختن؛ به شکل نمونهای درآوردن.
- Die Industrie versucht, Bauteile zu typisieren, um die Produktion zu vereinfachen.صنعت تلاش میکند قطعات را استاندارد کند تا تولید را سادهتر سازد.
- Diese Merkmale typisieren die Architektur der Region.این ویژگیها معماری منطقه را نمونهسازی میکنند.