tyrannisieren
ظالمانه رفتار کردن، ستم کردن
Beispiele
- Mit Islamisten, die mit Gewalt die Scharia durchsetzen, Heiligtümer zerstören und die Bevölkerung ''tyrannisieren'', gibt es nichts zu verhandeln.با اسلامگرایانی که با خشونت شریعت را اجرا میکنند، اماکن مقدس را تخریب میکنند و مردم را ستم میکنند، هیچ مذاکرهای وجود ندارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با قدرت یا زور بر کسی یا چیزی ستم کردن، استبداد ورزیدن.
- Der Diktator tyrannisierte sein Volk jahrelang.دیکتاتور سالها بر مردمش ستم کرد.
- Sie ließ sich nicht von ihrem Chef tyrannisieren.او اجازه نداد رئیسش به او زور بگوید.