tyrannisieren
ظالمانه رفتار کردن، ستم کردن، استبداد ورزیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas tyrannisieren)
با قدرت، زور یا ستم بر کسی یا چیزی حکومت کردن یا رفتار کردن؛ استبداد ورزیدن.
- Der Diktator tyrannisierte sein Volk für viele Jahre.دیکتاتور سالها به ملت خود ستم کرد.
- Er tyrannisierte seine jüngeren Geschwister mit ständigen Befehlen.او با دستورات مداوم برادران و خواهران کوچکترش را مورد ستم قرار میداد.