u-förmig
U شکل، به شکل U
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به حرف لاتین U، معمولاً با دو بازوی موازی که در یک انتها به هم متصل شدهاند. (مترادف با U-förmig)
- Der Fluss bildete eine u-förmige Schleife in der Landschaft.رودخانه یک حلقه U شکل در منظره ایجاد کرده بود.
- Die Anordnung der Stühle war u-förmig um den Tisch.چیدمان صندلیها به شکل U در اطراف میز بود.
- Er fand ein altes Werkzeug in u-förmiger Gestalt.او ابزاری قدیمی به شکل U پیدا کرد.