u-förmig

Aussprache: /ˈuːˌfœʁmɪç/
Worttrennung: u··för·mig
صفت

U شکل، به شکل U

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به حرف لاتین U، معمولاً با دو بازوی موازی که در یک انتها به هم متصل شده‌اند. (مترادف با U-förmig)

  • Der Fluss bildete eine u-förmige Schleife in der Landschaft.رودخانه یک حلقه U شکل در منظره ایجاد کرده بود.
  • Die Anordnung der Stühle war u-förmig um den Tisch.چیدمان صندلی‌ها به شکل U در اطراف میز بود.
  • Er fand ein altes Werkzeug in u-förmiger Gestalt.او ابزاری قدیمی به شکل U پیدا کرد.