حرف اضافه
دورِ، پیرامون، در اطراف، ساعت (برای زمان)
جملات نمونه برای um:
Die Mutter hat ihre Kinder ''um'' sich.
مادر بچههایش را دور خود دارد.
Die Gruppe ''um'' Karl und Johanna machte sich auf den Weg.
گروهی به سرپرستی کارل و یوهانا به راه افتادند.
„Als ich im Frühjahr 1912 nach Göttingen kam, war die philosophische Gruppe ''um'' Husserl schon ziemlich zahlreich und aktiv.“
«وقتی در بهار ۱۹۱۲ به گوتینگن آمدم، گروه فلسفیِ پیرامون هوسرل نسبتاً پرجمعیت و فعال بود.»