Präfix
پیشوند (نشاندهنده دور زدن یا تغییر وضعیت)
جملات نمونه برای um-:
Die Wiese ist jetzt ''um''zäunt.
چمنزار اکنون حصارکشی شده است.
Die Wirtin ''um''sorgte ihre Gäste.
صاحبخانه به خوبی از مهمانانش مراقبت کرد.
Die Universität will das Anmeldeverfahren ''um''stellen.
دانشگاه میخواهد روند ثبتنام را تغییر دهد.