umarmen
در آغوش کشیدن
Beispiele
- Ich könnte die ganze Welt ''umarmen!میتوانستم تمام دنیا را در آغوش بگیرم!
- Du ''umarmtest'' mich häufiger, seitdem wir erfahren hatten, dass ein Kind in mir heranwuchs.تو مرتبتر مرا در آغوش میکشیدی، از زمانی که فهمیده بودیم کودکی در درون من در حال رشد است.
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ)
کسی را با دستها در آغوش گرفتن به نشانه محبت، سلام یا تسلیت.
- Sie umarmte ihre Freundin zur Begrüßung.او دوستش را برای خوشامدگویی در آغوش گرفت.
- Nach langer Zeit umarmten sich die Geschwister herzlich.پس از مدتها، خواهر و برادر یکدیگر را صمیمانه در آغوش گرفتند.