umdenken

Aussprache: /ˈʊmˌdɛŋkn̩/
Wortzerlegung: um·den·ken
فعل

تغییر طرز فکر دادن، بازنگری کردن، رویکرد جدید داشتن

Bedeutungen

1 intransitiv (bei + Dativ / in + Dativ)

دیدگاه، طرز فکر یا نگرش بنیادی خود را نسبت به یک مسئله تغییر دادن

  • Wir müssen beim Klimaschutz dringend umdenken.ما باید فوراً در مورد حفاظت از اقلیم طرز فکرمان را تغییر دهیم.
  • Es ist Zeit, in vielen Bereichen umzudenken.وقت آن است که در بسیاری از زمینه‌ها تغییر نگرش دهیم.
2 intransitiv

استراتژی یا رویکرد عملیاتی را کلاً بازنگری و اصلاح کردن

  • Die Firma musste komplett umdenken, um wettbewerbsfähig zu bleiben.شرکت مجبور شد کاملاً رویکردش را تغییر دهد تا رقابتی بماند.
  • Beim Thema Plastik ist Umdenken angesagt.در مورد پلاستیک، نیاز به بازنگری اساسی است.