umdrehen

Aussprache: /ˈʊmˌdʁeːən/
Wortzerlegung: um·dre·hen
فعل

برگرداندن، چرخاندن، دور زدن

Beispiele

  • Um die Rückseite des Bildes sehen zu können, musst du es ''umdrehen.برای اینکه بتوانی پشت عکس را ببینی، باید آن را برگردانی.
  • Er ''drehte um'' und ging zurück.او برگشت و به راه رفتن ادامه داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(چیزی را) چرخاندن، برگرداندن به سمت دیگر.

  • Er drehte den Schlüssel im Schloss um.او کلید را در قفل چرخاند.
  • Bitte dreh das Blatt um, um die Rückseite zu sehen.لطفاً صفحه را برگردانید تا پشت آن را ببینید.
2 sich

(خود را) چرخاندن، برگشتن (معمولاً به عقب).

  • Sie drehte sich um und ging.او برگشت و رفت.
  • Er konnte sich nicht umdrehen, um zu sehen, wer ihn rief.او نتوانست برگردد تا ببیند چه کسی او را صدا می‌زند.