umdrehen
برگرداندن، چرخاندن، دور زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(چیزی را) چرخاندن، برگرداندن به سمت دیگر.
- Er drehte den Schlüssel im Schloss um.او کلید را در قفل چرخاند.
- Bitte dreh das Blatt um, um die Rückseite zu sehen.لطفاً صفحه را برگردانید تا پشت آن را ببینید.
2
sich + Akkusativ
(خود را) چرخاندن، برگشتن (معمولاً به عقب).
- Sie drehte sich um und ging.او برگشت و رفت.
- Er konnte sich nicht umdrehen, um zu sehen, wer ihn rief.او نتوانست برگردد تا ببیند چه کسی او را صدا میزند.