umeinanderliegen
پخش و پلا بودن، به هم پیچیده دراز کشیدن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
به صورت نامرتب و پخش و پلا افتاده بودن (وسایل) یا در آغوش هم دراز کشیدن (افراد)
- Nach der Party lagen die Sachen kreuz und quer umeinander.بعد از مهمانی وسایل به صورت نامرتب پخش و پلا بودند.
- Die beiden lagen eng umeinander auf der Wiese.آن دو نفر محکم در آغوش هم روی چمن دراز کشیده بودند.