umfangen
در آغوش گرفتن، فراگرفتن، احاطه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umfangen)
کسی یا چیزی را با بازوان خود در آغوش گرفتن (بیشتر ادبی یا شاعرانه).
- Er umfing seine Tochter mit einer herzlichen Umarmung.او دخترش را با آغوشی گرم در بر گرفت.
- Die Liebenden umfingen sich fest.عاشقان یکدیگر را محکم در آغوش گرفتند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umfangen)
محیط، احساس یا حالتی (مانند تاریکی، سکوت، گرما، مه) جایی یا کسی را فراگرفتن و احاطه کردن؛ در بر گرفتن.
- Eine dicke Nebelschicht umfing das Tal.لایه غلیظی از مه دره را فرا گرفته بود.
- Stille umfing das Haus, als die Gäste gegangen waren.سکوت خانه را هنگامی که مهمانان رفته بودند، در بر گرفت.