umfahren

Aussprache: /ˈʊmˌfaːʁən/
Wortzerlegung: um·fah·ren
فعل

دور زدن (ترافیک/مانع) / زیر گرفتن (تصادف با شخص یا شیء)

Beispiele

  • Ich ''umfahre'' die Innenstadt.من مرکز شهر را دور می‌زنم.
  • Sie sollen den Polizisten ''umfahren'' und nicht umfahren!شما باید پلیس را دور بزنید نه اینکه زیرش بگیرید!
  • Es ist wenig sinnvoll, den Stau zu ''umfahren'', da auch die Ausweichstrecken überlastet sind.دور زدن ترافیک چندان منطقی نیست، زیرا مسیرهای جایگزین نیز شلوغ هستند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دور زدن چیزی، از کنار چیزی رد شدن (بدون برخورد) - فعل جدا نشدنی

  • Der Fahrer musste das Hindernis umfahren.راننده مجبور شد مانع را دور بزند.
  • Wir umfuhren die Stadt, um den Stau zu vermeiden.ما شهر را دور زدیم تا از ترافیک جلوگیری کنیم.
2 Akkusativ

با وسیله نقلیه به چیزی یا کسی برخورد کردن و آن را به زمین انداختن، زیر گرفتن - فعل جدا شدنی

  • Ein Auto hat einen Poller umgefahren.یک ماشین یک ستون را زیر گرفت.
  • Vorsicht, dass du das Kind nicht umfährst!مواظب باش که بچه را زیر نگیری!