umfahren
دور زدن (ترافیک/مانع) / زیر گرفتن (تصادف با شخص یا شیء)
Beispiele
- Ich ''umfahre'' die Innenstadt.من مرکز شهر را دور میزنم.
- Sie sollen den Polizisten ''umfahren'' und nicht umfahren!شما باید پلیس را دور بزنید نه اینکه زیرش بگیرید!
- Es ist wenig sinnvoll, den Stau zu ''umfahren'', da auch die Ausweichstrecken überlastet sind.دور زدن ترافیک چندان منطقی نیست، زیرا مسیرهای جایگزین نیز شلوغ هستند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دور زدن چیزی، از کنار چیزی رد شدن (بدون برخورد) - فعل جدا نشدنی
- Der Fahrer musste das Hindernis umfahren.راننده مجبور شد مانع را دور بزند.
- Wir umfuhren die Stadt, um den Stau zu vermeiden.ما شهر را دور زدیم تا از ترافیک جلوگیری کنیم.
2
Akkusativ
با وسیله نقلیه به چیزی یا کسی برخورد کردن و آن را به زمین انداختن، زیر گرفتن - فعل جدا شدنی
- Ein Auto hat einen Poller umgefahren.یک ماشین یک ستون را زیر گرفت.
- Vorsicht, dass du das Kind nicht umfährst!مواظب باش که بچه را زیر نگیری!