umfangreich

Aussprache: /ˈʊmfaŋˌraɪ̯ç/
Worttrennung: um·fang·reich
صفت

گسترده، وسیع، مفصل

Bedeutungen

1

وسیع، بزرگ یا شامل جزئیات زیاد؛ پوشش‌دهنده یا در برگیرنده مقدار زیادی از چیزی.

  • Das Buch bietet eine umfangreiche Sammlung von Gedichten.این کتاب مجموعه‌ای گسترده از اشعار را ارائه می‌دهد.
  • Die Untersuchung ergab umfangreiche Daten über das Verhalten der Tiere.تحقیق داده‌های گسترده‌ای در مورد رفتار حیوانات به دست آورد.
  • Er hat eine umfangreiche Kenntnis der Materie.او دانش گسترده‌ای در این زمینه دارد.