umfangreich
گسترده، وسیع، مفصل
Bedeutungen
1
وسیع، بزرگ یا شامل جزئیات زیاد؛ پوششدهنده یا در برگیرنده مقدار زیادی از چیزی.
- Das Buch bietet eine umfangreiche Sammlung von Gedichten.این کتاب مجموعهای گسترده از اشعار را ارائه میدهد.
- Die Untersuchung ergab umfangreiche Daten über das Verhalten der Tiere.تحقیق دادههای گستردهای در مورد رفتار حیوانات به دست آورد.
- Er hat eine umfangreiche Kenntnis der Materie.او دانش گستردهای در این زمینه دارد.