umfangen

Aussprache: /ʊmˈfaŋən/
Wortzerlegung: um·fan·gen
فعل

در آغوش گرفتن، فراگرفتن، احاطه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با بازوان خود در آغوش گرفتن (ادبی/شاعرانه)

  • Sie umfing ihr Kind voller Liebe und Zärtlichkeit.او فرزندش را پر از عشق و محبت در آغوش گرفت.
  • Er umfing sie mit seinen starken Armen.او وی را با بازوان قوی‌اش در آغوش کشید.
2 Akkusativ

محیط، احساس یا حالتی (مانند تاریکی، سکوت، گرمای محیط) جایی یا کسی را فراگرفتن و احاطه کردن

  • Eine tiefere Stille umfing den alten Wald.سکوت عمیق‌تری جنگل قدیمی را فراگرفت.
  • Sobald sie das Haus betraten, umfing sie eine angenehme Wärme.به محض اینکه وارد خانه شدند، گرمای مطبوعی آن‌ها را فراگرفت.