umfangen
در آغوش گرفتن، فراگرفتن، احاطه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با بازوان خود در آغوش گرفتن (ادبی/شاعرانه)
- Sie umfing ihr Kind voller Liebe und Zärtlichkeit.او فرزندش را پر از عشق و محبت در آغوش گرفت.
- Er umfing sie mit seinen starken Armen.او وی را با بازوان قویاش در آغوش کشید.
2
Akkusativ
محیط، احساس یا حالتی (مانند تاریکی، سکوت، گرمای محیط) جایی یا کسی را فراگرفتن و احاطه کردن
- Eine tiefere Stille umfing den alten Wald.سکوت عمیقتری جنگل قدیمی را فراگرفت.
- Sobald sie das Haus betraten, umfing sie eine angenehme Wärme.به محض اینکه وارد خانه شدند، گرمای مطبوعی آنها را فراگرفت.