umfassen

Aussprache: /ʊmˈfasən/
Wortzerlegung: um·fas·sen
فعل

در بر گرفتن، شامل شدن، احاطه کردن

Beispiele

  • Zahlreiche Gärten ''umfassen'' das Schloss.باغ‌های متعددی قصر را در بر گرفته‌اند.
  • Aus Dankbarkeit ''umfasste'' er seine Hand.از روی قدردانی، دست او را در دست گرفت (فشرد).
  • Sie ''umfassen'' Informations- und Kommunikationstechnologie, Robotik,… sowie Medizintechnik.آن‌ها شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات، رباتیک و همچنین فناوری پزشکی می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با دست‌ها یا بازوها دربرگرفتن، بغل کردن.

  • Sie umfasste ihren Sohn fest.او پسرش را محکم بغل کرد.
  • Er umfasste den Baumstamm mit beiden Armen.او تنه درخت را با هر دو بازویش دربرگرفت.
2 Akkusativ

چیزی را شامل شدن، دربرگرفتن، حاوی بودن.

  • Der Kurs umfasst zehn Lektionen.این دوره شامل ده درس است.
  • Das Buch umfasst alle wichtigen Aspekte des Themas.این کتاب تمام جنبه‌های مهم موضوع را دربرمی‌گیرد.