umfassen
در بر گرفتن، شامل شدن، احاطه کردن
Beispiele
- Zahlreiche Gärten ''umfassen'' das Schloss.باغهای متعددی قصر را در بر گرفتهاند.
- Aus Dankbarkeit ''umfasste'' er seine Hand.از روی قدردانی، دست او را در دست گرفت (فشرد).
- Sie ''umfassen'' Informations- und Kommunikationstechnologie, Robotik,… sowie Medizintechnik.آنها شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات، رباتیک و همچنین فناوری پزشکی میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با دستها یا بازوها دربرگرفتن، بغل کردن.
- Sie umfasste ihren Sohn fest.او پسرش را محکم بغل کرد.
- Er umfasste den Baumstamm mit beiden Armen.او تنه درخت را با هر دو بازویش دربرگرفت.
2
Akkusativ
چیزی را شامل شدن، دربرگرفتن، حاوی بودن.
- Der Kurs umfasst zehn Lektionen.این دوره شامل ده درس است.
- Das Buch umfasst alle wichtigen Aspekte des Themas.این کتاب تمام جنبههای مهم موضوع را دربرمیگیرد.