umflatterten

Aussprache: /ʊmˈflatɐtən/
Wortzerlegung: um·flat·ter·ten
Deklinierte Form

احاطه کردند، در بر گرفتند (با بال زدن یا پرواز کردن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرواز کردن یا بال زدن به صورت مکرر و سبک در اطراف یک شخص یا شیء، اغلب با حس سبکی و لطافت یا گاهی مزاحمت.

  • Schmetterlinge umflatterten die blühenden Rosen im Garten.پروانه‌ها اطراف گل‌های رز شکفته در باغ پرواز می‌کردند.
  • Die Möwen umflatterten das Fischerboot, in der Hoffnung auf einen Fang.مرغ‌های دریایی اطراف قایق ماهیگیری پرواز می‌کردند به امید صید.