umflatterten
احاطه کردند، در بر گرفتند (با بال زدن یا پرواز کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرواز کردن یا بال زدن به صورت مکرر و سبک در اطراف یک شخص یا شیء، اغلب با حس سبکی و لطافت یا گاهی مزاحمت.
- Schmetterlinge umflatterten die blühenden Rosen im Garten.پروانهها اطراف گلهای رز شکفته در باغ پرواز میکردند.
- Die Möwen umflatterten das Fischerboot, in der Hoffnung auf einen Fang.مرغهای دریایی اطراف قایق ماهیگیری پرواز میکردند به امید صید.