umfließen

Aussprache: /ˈʊmˌfliːsn̩/
Worttrennung: um·flie·ßen
فعل

احاطه کردن (با مایع)، در بر گرفتن (با جریان)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umfließen)

دور چیزی جریان داشتن (معمولاً آب یا مایعات دیگر) و آن را احاطه کردن.

  • Der Fluss umfließt die Insel.رودخانه جزیره را احاطه کرده است.
  • Das Wasser umfloss die alten Mauern.آب دور دیوارهای قدیمی جریان داشت.
2 Akkusativ (jemanden / etwas umfließen)

به صورت استعاری: چیزی را فرا گرفتن یا احاطه کردن (مثلاً احساسات).

  • Ein Gefühl der Freude umfloss ihn.احساس شادی او را فرا گرفت.
  • Die Musik umfloss den ganzen Raum.موسیقی کل اتاق را فرا گرفته بود.