umfließen
احاطه کردن (با مایع)، در بر گرفتن (با جریان)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umfließen)
دور چیزی جریان داشتن (معمولاً آب یا مایعات دیگر) و آن را احاطه کردن.
- Der Fluss umfließt die Insel.رودخانه جزیره را احاطه کرده است.
- Das Wasser umfloss die alten Mauern.آب دور دیوارهای قدیمی جریان داشت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umfließen)
به صورت استعاری: چیزی را فرا گرفتن یا احاطه کردن (مثلاً احساسات).
- Ein Gefühl der Freude umfloss ihn.احساس شادی او را فرا گرفت.
- Die Musik umfloss den ganzen Raum.موسیقی کل اتاق را فرا گرفته بود.