umfrisieren
مدل مو را عوض کردن، تغییر دادن ظاهر (مو)
Beispiele
- Immer offene Haare ist langweilig: ''frisieren'' Sie sich mal ''um''!همیشه موهای باز خستهکننده است: مدل مویت را عوض کن!
- Sie hatte ihren Lebenslauf etwas ''umfrisiert''.او رزومه خود را کمی تغییر داده بود.
- In der Werkstatt ''frisieren'' sie dir dein Mofa ''um''.در کارگاه، موتورسیکلت تو را تغییر مدل میدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مدل موی کسی را تغییر دادن.
- Der Friseur hat meine Haare komplett umfrisiert.آرایشگر موهایم را کاملاً تغییر مدل داد.
- Sie ließ sich für die Party umfrisieren.او برای مهمانی مدل مویش را تغییر داد.
2
Akkusativ
به صورت غیرصادقانه یا گمراهکننده اطلاعات یا آمار را تغییر دادن یا دستکاری کردن (معمولاً غیررسمی).
- Die Zahlen wurden umfrisiert, um das Ergebnis besser aussehen zu lassen.اعداد دستکاری شدند تا نتیجه بهتر به نظر برسد.
- Man hat versucht, die Statistik umzufrisieren.تلاش شده بود که آمار دستکاری شود.