umgeräumten

Aussprache: /ˌʊmɡəˈrɔɪ̯mtn̩/
Wortzerlegung: um·ge·räum·ten
Deklinierte Form

جابجا شده، مرتب شده (صفت نسبی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تغییر چیدمان یا سازماندهی مجدد وسایل در یک فضا برای بهبود عملکرد یا زیبایی (شکل گذشته ساده).

  • Nachdem er das Zimmer komplett umgeräumten hatte, wirkte es viel größer und heller.پس از اینکه او اتاق را کاملاً جابجا کرده بود، اتاق بسیار بزرگتر و روشن‌تر به نظر می‌رسید.
  • Die Möbel wurden so umgeräumten, dass ein zentraler Bereich für Diskussionen entstand.مبلمان به گونه‌ای جابجا شدند که فضایی مرکزی برای بحث ایجاد شد.
2 Akkusativ

مرتب کردن یا جابجا کردن اشیاء در یک مکان به صورت کلی (شکل گذشته ساده).

  • Alle Bücher im Regal wurden umgeräumten, um Platz für die neuen Anschaffungen zu schaffen.تمام کتاب‌های قفسه جابجا شدند تا فضایی برای خرید‌های جدید ایجاد شود.
  • Er räumte die Werkzeuge in der Werkstatt um, damit er leichter an sie herankam.او ابزارها را در کارگاه جابجا کرد تا دسترسی به آن‌ها آسان‌تر شود.