فعل
میلهکوب کردن، حصار کشیدن با میله
معانی و تعاریف umgittern:
- چیزی را با نرده یا حصار احاطه کردن و محافظت کردن
جملات نمونه برای umgittern:
„Die Antriebsmaschinen der Aufzüge, die Mörtelmischmaschinen u. s. w. sind zu ''umgittern'', die Zahnrädergetriebe der Winden zu verdecken.“
ماشینهای محرک آسانسورها، مخلوطکنهای ملات و غیره باید میلهکوب شوند و چرخدندههای بالابرها باید پوشانده شوند.
Der Garten wurde mit einem hohen Zaun umgittert.
با یک حصار بلند دور باغ نرده کشیده شد.
Man hat das Denkmal zum Schutz umgittert.
برای محافظت، دور بنای یادبود نرده کشیدهاند.