umglänzen
احاطه کردن با درخشش، درخشان کردن، نورانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umglänzen)
چیزی را با نور یا درخشش احاطه کردن؛ به صورت مجازی، به چیزی شکوه و جلال بخشیدن یا آن را باشکوه جلوه دادن.
- Das Feuerwerk umglänzt den Nachthimmel.آتشبازی آسمان شب را درخشان میکند.
- Der Erfolg umglänzt seine Bemühungen.موفقیت به تلاشهای او شکوه میبخشد.