umglänzen

Aussprache: /ʊmˈɡlɛntsn̩/
Worttrennung: um·glän·zen
فعل

احاطه کردن با درخشش، درخشان کردن، نورانی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umglänzen)

چیزی را با نور یا درخشش احاطه کردن؛ به صورت مجازی، به چیزی شکوه و جلال بخشیدن یا آن را باشکوه جلوه دادن.

  • Das Feuerwerk umglänzt den Nachthimmel.آتش‌بازی آسمان شب را درخشان می‌کند.
  • Der Erfolg umglänzt seine Bemühungen.موفقیت به تلاش‌های او شکوه می‌بخشد.