umgreifen

Aussprache: /ʊmˈɡʀaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: um·grei·fen
فعل

دست گرفتن، در بر گرفتن، تغییر دادن موقعیت دست

Beispiele

  • Er ist vor allem sinnvoll, wenn von D7 auf G ''umgegriffen'' werden muss.او عمدتاً زمانی مفید است که نیاز به "تغییر موقعیت دست" از نت D7 به G باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دربرگرفتن، احاطه کردن (مجازی یا فیزیکی)

  • Die Diskussion umgriff alle wichtigen Aspekte des Themas.بحث تمام جنبه‌های مهم موضوع را دربرگرفت.
  • Seine Arme umgriffen ihren Körper.بازوهایش بدن او را دربرگرفت.
2 Akkusativ

چنگ زدن به دور چیزی، محکم گرفتن

  • Er umgriff das Lenkrad fest.او فرمان را محکم گرفت.
  • Sie umgriff die Tasse mit beiden Händen.او فنجان را با هر دو دستش گرفت.