umhaben

Aussprache: /ʊmˈhaːbən/
Wortzerlegung: um·ha·ben
فعل

دور بدن بستن/داشتن (شال، ساعت، پیش‌بند)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوشش یا اکسسوری (مانند شال‌گردن، ساعت مچی، کراوات، پیش‌بند) را دور بدن بسته داشتن

  • Sie hatte einen roten Schal um.او یک شال‌گردن قرمز به دور گردنش داشت.
  • Beim Kochen hat sie immer eine Schürze um.او هنگام آشپزی همیشه پیش‌بندی دورش می‌بندد.