umhaben
دور بدن بستن/داشتن (شال، ساعت، پیشبند)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشش یا اکسسوری (مانند شالگردن، ساعت مچی، کراوات، پیشبند) را دور بدن بسته داشتن
- Sie hatte einen roten Schal um.او یک شالگردن قرمز به دور گردنش داشت.
- Beim Kochen hat sie immer eine Schürze um.او هنگام آشپزی همیشه پیشبندی دورش میبندد.