umhackten

Aussprache: /ˈʊmˌhaktn̩/
Wortzerlegung: um·hack·ten
Konjugierte Form

شخم زدند (گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

خرد کردن یا تکه تکه کردن چیزی با ابزار تیز مانند تبر یا چاقو؛ معمولاً به قطعات کوچک‌تر تقسیم کردن.

  • Die Köchin umhackte das Fleisch für den Eintopf in kleine Stücke.آشپز گوشت را برای خورشت به قطعات کوچک خرد کرد.
  • Sie umhackten die Zweige, um sie leichter entsorgen zu können.آنها شاخه‌ها را خرد کردند تا بتوانند راحت‌تر آنها را دور بریزند.
2 Akkusativ

زیر و رو کردن زمین با بیل یا ابزار مشابه، به طوری که لایه‌های خاک جابجا شوند؛ شخم زدن.

  • Die Gärtner umhackten das gesamte Beet, um es für die Frühlingsbepflanzung vorzubereiten.باغبانان کل بستر گل را زیر و رو کردند تا آن را برای کاشت بهاری آماده کنند.
  • Sie umhackten den Boden gründlich, um ihn aufzulockern.آنها خاک را به دقت زیر و رو کردند تا آن را شل کنند.
3 Akkusativ

حذف یا پاک کردن بخش‌های بزرگی از متن، داده یا اطلاعات، به ویژه در زمینه برنامه‌نویسی یا ویرایش دیجیتال.

  • Die Autoren umhackten die überflüssigen Abschnitte, um den Text prägnanter zu gestalten.نویسندگان بخش‌های اضافی را حذف کردند تا متن را موجزتر کنند.
  • Der Systemadministrator umhackte die alten Log-Dateien, um Speicherplatz freizugeben.مدیر سیستم فایل‌های گزارش قدیمی را حذف کرد تا فضای ذخیره‌سازی را آزاد کند.