umhergondeln

Aussprache: /ˌʊmheːɐ̯ˈɡɔndl̩n/
Wortzerlegung: um·her·gon·deln
فعل

گشت زدن، ول گشتن (با وسیله نقلیه)

Beispiele

  • Ach komm, wir können doch einfach so ein bisschen ''umhergondeln'', ohne Ziel, nur wir zwei.بیا، می‌توانیم فقط کمی گشت بزنیم، بدون هدف، فقط من و تو.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

بدون هدف مشخص یا با آرامش و تفریح در اطراف پرسه زدن یا گشت و گذار کردن (اغلب با وسیله نقلیه یا قایق).

  • Am Wochenende gondeln wir gern mit dem Fahrrad durch die Gegend umher.آخر هفته‌ها دوست داریم با دوچرخه در اطراف پرسه بزنیم.
  • Die Touristen gondelten gemütlich mit der Gondel durch die Kanäle Venedigs umher.توریست‌ها با آرامش با گوندولا در کانال‌های ونیز گشت و گذار می‌کردند.