umherholen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌhoːlən/
Wortzerlegung: um·her·ho·len
فعل

به این طرف و آن طرف بردن/آوردن، با خود گرداندن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) umherholen

چیزی یا کسی را دائماً از جایی به جای دیگر آوردن و همراه خود چرخاندن

  • Sie holte die Kinder den ganzen Tag in der Stadt umher.او تمام روز بچه‌ها را در شهر این‌ور و آن‌ور می‌برد.
  • Warum musst du immer deine Probleme umherholen?چرا همیشه باید مشکلاتت را با خودت این‌ور و آن‌ور ببری؟