umherholen
به این طرف و آن طرف بردن/آوردن، با خود گرداندن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) umherholen
چیزی یا کسی را دائماً از جایی به جای دیگر آوردن و همراه خود چرخاندن
- Sie holte die Kinder den ganzen Tag in der Stadt umher.او تمام روز بچهها را در شهر اینور و آنور میبرد.
- Warum musst du immer deine Probleme umherholen?چرا همیشه باید مشکلاتت را با خودت اینور و آنور ببری؟