umherkurven

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌkʊʁfn̩/
Wortzerlegung: um·her·kur·ven
فعل

با وسیله نقلیه (معمولاً ماشین) بی‌هدف در اطراف رانندگی کردن، دور زدن

Beispiele

  • Tommy hat keine Zeit mehr für sowas, der muss jetzt mit seinem Oldtimer ''umherkurven'' und die Mädchen beeindrucken.تامی دیگر وقتی برای این چیزها ندارد، او اکنون باید با ماشین قدیمی‌اش دور بزند و دخترها را تحت تاثیر قرار دهد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با وسیله نقلیه بی‌هدف یا بدون مقصد مشخص در یک منطقه وسیع‌تر حرکت کردن؛ پرسه زدن

  • Die Touristen kurvten stundenlang in der Altstadt umher, um die Sehenswürdigkeiten zu entdecken.توریست‌ها ساعت‌ها در شهر قدیمی پرسه می‌زدند تا جاذبه‌ها را کشف کنند.
  • Er kurvte mit seinem Fahrrad auf den Feldwegen umher.او با دوچرخه‌اش در جاده‌های خاکی اطراف می‌چرخید.