umherkutschieren
اینور و آنور بردن (با ماشین)، چرخیدن (با ماشین)
Beispiele
- Der Junge ist nur ''umherkutschiert'', der war nicht nach irgendwohin unterwegs. Behaupten Sie das ja nicht!پسرک فقط همینطوری اینور و آنور میچرخید، انگار که جایی نمیرفت. اصلاً این را نگویید!
- Ich hab Oma ''umherkutschiert'', erst Bäcker, dann Friedhof, dann zu Tante Alma.من مادربزرگ را اینور و آنور بردم، اول نانوایی، بعد قبرستان، بعد پیش عمه آلما.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
بدون هدف خاصی با ماشین گشت زدن یا رانندگی کردن.
- Sie kutschieren gerne am Wochenende auf dem Land umher.آنها دوست دارند آخر هفتهها در روستا اینور و آنور رانندگی کنند.
- Er kutschierte den ganzen Tag umher, um die Gegend zu erkunden.او تمام روز اینور و آنور رانندگی کرد تا منطقه را کشف کند.
2
Akkusativ
کسی را با ماشین به اینور و آنور بردن یا رساندن.
- Die Eltern mussten ihre Kinder zu allen Aktivitäten umherkutschieren.والدین مجبور بودند بچههایشان را به تمام فعالیتها اینور و آنور ببرند.
- Ich habe keine Lust, dich ständig umherzukutschieren.من حوصله ندارم تو را دائم اینور و آنور ببرم.