umherlaufen
پرسه زدن، اینور و آنور رفتن
Bedeutungen
1
Dativ
بدون هدف مشخص در اطراف راه رفتن، دویدن یا پرسه زدن
- Die Kinder laufen im Garten umher.بچهها در باغ پرسه میزنند.
- Er lief stundenlang in der Stadt umher, ohne ein Ziel zu haben.او ساعتها بدون هدف در شهر پرسه زد.