umherrasen

Aussprache: /ˌʊmˈhɛɐ̯ˌraːzn̩/
Wortzerlegung: um·her·ra·sen
فعل

با سرعت زیاد رانندگی کردن، با عجله رفتن

Beispiele

  • Das macht mich völlig wuschig, wie die Leute hier ''umherrasen''. Haben die keinen Plan?اینکه مردم اینجا اینقدر با عجله رانندگی می‌کنند مرا کاملاً گیج می‌کند. برنامه‌ای ندارند؟

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با سرعت زیاد در یک منطقه یا اطراف چیزی حرکت کردن، معمولاً بدون هدف مشخص یا با عجله.

  • Die Kinder rasten im Garten umher.بچه‌ها در باغ با سرعت این‌ور و آن‌ور می‌دویدند.
  • Ein verrückter Autofahrer rast umher und gefährdet andere.یک راننده دیوانه با سرعت این‌ور و آن‌ور می‌رود و دیگران را به خطر می‌اندازد.