umherrasen
با سرعت زیاد رانندگی کردن، با عجله رفتن
Beispiele
- Das macht mich völlig wuschig, wie die Leute hier ''umherrasen''. Haben die keinen Plan?اینکه مردم اینجا اینقدر با عجله رانندگی میکنند مرا کاملاً گیج میکند. برنامهای ندارند؟
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با سرعت زیاد در یک منطقه یا اطراف چیزی حرکت کردن، معمولاً بدون هدف مشخص یا با عجله.
- Die Kinder rasten im Garten umher.بچهها در باغ با سرعت اینور و آنور میدویدند.
- Ein verrückter Autofahrer rast umher und gefährdet andere.یک راننده دیوانه با سرعت اینور و آنور میرود و دیگران را به خطر میاندازد.