umherrennen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌrɛnən/
Wortzerlegung: um·her·ren·nen
فعل

این طرف و آن طرف دویدن، با عجله گشتن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

این‌ور و آن‌ور دویدن بدون هدف خاص یا با انرژی زیاد (برای افراد یا حیوانات)، مشابه herumrennen

  • Die Kinder rennen auf dem Spielplatz umher.بچه‌ها در زمین بازی این‌ور و آن‌ور می‌دوند.
  • Er rennt wie verrückt im Büro umher, um die Unterlagen zu finden.او مثل دیوانه‌ها در اداره این‌ور و آن‌ور می‌دود تا مدارک را پیدا کند.
2 (intransitiv)

پرسه زدن یا سرگردان بودن، اغلب بدون مقصد مشخص

  • Nach dem Unfall rannten die Leute panisch umher.بعد از تصادف، مردم وحشت‌زده این‌ور و آن‌ور می‌دویدند.
  • Die Schafe rannten auf der Weide umher.گوسفندها در چراگاه این‌ور و آن‌ور می‌دویدند.