فعل
اینطرف و آنطرف پریدن، جستوخیز کردن
معانی و تعاریف umherspringen:
- با شور و هیجان یا بیقراری در اطراف پریدن یا دویدن.
جملات نمونه برای umherspringen:
''Springst'' du jetzt ''umher'' oder springst du herum?
آیا الان اینطرف و آنطرف میپری یا جستوخیز میکنی؟
Die Kinder springen fröhlich im Garten umher.
بچهها شادمانه در باغ جستوخیز میکنند.
Er sprang nervös im Zimmer umher, während er auf den Anruf wartete.
او در حالی که منتظر تماس بود، عصبی در اتاق اینطرف و آنطرف میپرید.