umherstolzieren
با ناز و تکبر راه رفتن، با غرور قدم زدن
Beispiele
- Wie der Typ so mit seinem neue Maßanzug ''umherstolziert'', ist ja eher schon peinlich.وقتی آن مرد با کت و شلوار جدیدش با ناز راه میرود، تقریباً خجالتآور است.
Bedeutungen
1
ohne Akkusativ/Dativ
با حالتی مغرورانه، متکبرانه یا خودنما در اطراف راه رفتن.
- Der Pfau stolzierte stolz im Garten umher.طاووس با غرور در باغ قدم میزد.
- Sie stolzierte mit ihrem neuen Kleid auf der Party umher.او با لباس جدیدش در مهمانی با تکبر راه میرفت.