Konjugierte Form
پرسه زدند
معانی و تعاریف umherstrichen:
- به صورت بیهدف و بدون داشتن مقصود مشخص، در مکانی گشتن یا قدم زدن، اغلب با احساس بیحوصلگی یا اتلاف وقت.
جملات نمونه برای umherstrichen:
Die Touristen strichen ziellos durch die Gassen der Altstadt und genossen die Atmosphäre.
گردشگران بیهدف در کوچههای شهر قدیمی پرسه میزدند و از فضا لذت میبردند.
Nachdem er seine Prüfung nicht bestanden hatte, strich er tagelang in der Stadt umher, ohne einen neuen Plan zu fassen.
پس از اینکه در امتحانش قبول نشده بود، روزها در شهر سرگردان بود بدون اینکه برنامه جدیدی بریزد.