umherstromern
ولگردی کردن، پرسه زدن، سرگردان بودن
Beispiele
- Ja, meine Missy, die ''stromert'' schon gerne ''umher''. Sie ist eben eine freilaufende Katze.بله، میسی من، او دوست دارد که 'ولگردی کند'. او فقط یک گربه آزاد است.
Bedeutungen
1
ohne Akkusativ/Dativ
بدون هدف مشخصی در اطراف گشتن یا پرسه زدن، اغلب به معنای گشت و گذار تفریحی یا بیهدف.
- Die Kinder stromerten den ganzen Nachmittag im Wald umher.بچهها تمام بعدازظهر در جنگل پرسه میزدند.
- Er stromerte gerne durch die alten Gassen der Stadt.او دوست داشت در کوچههای قدیمی شهر گشت و گذار کند.